مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

883

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

ولايى ، عيسى ، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ، ص ( 372 - 371 ) . حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 83 . وجوب شرعى غيرى ر . ك : وجوب غيرى وجوب شرعى نفسى ر . ك : وجوب نفسى وجوب شمولى وجوب فراگير نسبت به همه مصاديق موضوع به‌طور مستقل وجوب شمولى ، مقابل وجوب بدلى بوده و عبارت است از وجوبى است كه به صورت مستقل همه مكلفان را شامل مىشود ، به‌گونه‌اى كه هر فرد به تنهايى موضوع براى حكم است ، و به ازاى هر فرد ، عصيان يا امتثال خاص نسبت به حكمى كه متوجه او شده ، منظور مىگردد ؛ براى مثال ، اگر مولا بگويد : تمام دانشمندان را احترام كن و در كشور ، هزار دانشمند وجود داشته باشد و مكلف نهصد نفر را احترام كرده و از احترام صد نفر ، سر باززند ، در آن صورت ، نهصد امتثال و صد عصيان و گناه محقق شده است . صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 394 . وجوب ضمنى وجوب اجزاى واجب مركّب وجوب ضمنى ، وجوبى است كه عقل آن را از تعلق وجوب به واجب داراى اجزا از طريق انحلال امر متعلق به كل به تعداد اجزاى آن به دست مىآورد ، به‌طورى كه هر جزئى ، بعضى از مأمور به مىباشد ؛ بنابراين ، وجوب ضمنى و وجوب غير ضمنى ( استقلالى ) يك وجود داشته و مغايرت آنها اعتبارى است ؛ براى مثال ، شارع يك وجوب نفسى را متوجه نماز مىكند كه برفرض داراى ده جزء است ، و عقل اين وجوب را تجزيه مىكند و به هر جزء يك وجوب تعلق مىگيرد ؛ وجوبى كه به هريك از اجزا تعلق مىگيرد ، وجوب ضمنى نام دارد و چون اجزا در ضمن كل مورد توجه اجمالى قرار دارد ، وجوب آنها نيز مورد توجه و اراده اجمالى قرار گرفته است . نكته اول : وجوب تبعى و وجوب غيرى ، وجوبى جداى از وجوب اصلى و وجوب نفسى دارند ، اما وجوب ضمنى ، وجوبى جدا از وجوب استقلالى ندارد . وجوب غيرى را مىتوان مورد توجه استقلالى قرار داد ، اما وجوب تبعى ، مورد توجه استقلالى قرار نمىگيرد ، و در مورد اجزا حتى اگر به آنها توجه استقلالى شود وجوب آنها ضمنى است . نكته دوم : در بعضى از كتاب‌ها ، درباره كاربرد وجوب ضمنى ، تبعى و غيرى دقت نشده است ؛ اگر مقدمه واجب را داراى وجوب شرعى ندانيم ، وجوب غيرى و وجوب ضمنى باهم تفاوتى نخواهند داشت . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص ( 355 - 354 ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 1 ، ص 132 . وجوب طريقى وجوب جعل شده براى چيزى به خاطر طريقيت آن براى حكم واقعى وجوب طريقى ، براى دست يافتن تعبدى به واقع بوده و در جايى كه مكلف به واقع جاهل باشد ، از جانب شارع براى رسيدن وى به مصلحت واقع ، جعل مىگردد ، مانند : وجوب عمل به امارات ، به خاطر اينكه طريق به واقع مىباشد ، و يا مانند : وجوب احتياط ، به خاطر عمل به واقع . طريقيت اين وجوب ، تعبدى و به خاطر جعل و اعتبار شارع است و در صورت مطابقت با واقع ، باعث تنجز تكليف ، و در صورت عدم مطابقت ، معذّر مىباشد . جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 5 ، ص 199 و ( 311 - 310 ) . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 258 . وجوب ظلّى ر . ك : وجوب غيرى وجوب ظلّى ترشحى ر . ك : وجوب غيرى وجوب عرضى ر . ك : وجوب تبعى وجوب عقلى ضرورت و الزام مستفاد از حكم عقل وجوب عقلى ، مقابل وجوب شرعى بوده و عبارت است از ، ضرورت و لابديت ناشى از حكم عقل كه در مقابل امتناع و امكان مطرح مىگردد ؛ به بيان ديگر ، وقتى دو چيز با يكديگر مقايسه شود و در صورت وجوب يكى ، به ضرورت وجوب ديگرى حكم گردد ، آن حكم را وجوب عقلى گويند ، مانند : ضرورت وجوب مقدمه هنگام وجوب ذى المقدمه . در اين نوع وجوب ، عقل حكومت را به دست مىگيرد ، هرچند از شرع كمك مىخواهد . در مواردى كه عقل به ملاك‌هاى شرعى قطع پيدا مىكند حكم عقل و شرع با يكديگر مطابق است . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 1 ، ص 353 . قدسى مهر ، خليل ، الفروق المهمة فى الاصول الفقهية ، ص 68 .